شيخ حسين انصاريان

245

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

مردى خدمت حضرت مجتبى عليه السلام آمد و از قحطى و گرانى به آن حضرت شكايت كرد . حضرت به او فرمود : استغفار كن . مرد ديگرى آمد و به آن حضرت از فقر و تهيدستى شكايت كرد ، حضرت به او هم فرمود : استغفار كن . و مرد ديگرى آمد و به آن جناب عرض كرد : از خدا بخواه و دعا كن كه حضرت حق فرزندى به من عنايت كند ، به او هم فرمود : استغفار كن . به آن حضرت عرضه داشتيم : مردانى چند خدمت شما آمدند و از چيزها و گرفتارىهاى گوناگون شكايت داشتند و تقاضاهاى مختلفى نمودند و شما همهء آنها را به استغفار و طلب آمرزش امر فرموديد ؟ ! حضرت جواب دادند : من اين را از پيش خود نگفتم ، همانا در اين مسئله از فرمودهء خداوند در قرآن استفاده نمودم كه فرمود : « پس [ به آنان ] گفتم : از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره بسيار آمرزنده است . * تا بر شما از آسمان باران پى در پى و با بركت فرستد ، * و شما را با اموال و فرزندان يارى كند ، و برايتان باغ‌ها و نهرها قرار دهد . » عاشق آن است كه چون داغ تمنّا سوزد * همچو خورشيد به يك داغ سراپا سوزد شعله‌اش سرو شود فاخته گردد شررش * هر كه در آرزوى آن قد رعنا سوزد دل ز تر دامنى نفس شود ز اهل جحيم * روش هيزم‌تر نيست كه تنها سوزد نتواند چو گذشت از سر يك قطره چه سود * كه به لب تشنگى ما دل دريا سوزد هيزم گلخن حُسن تو هم آن دل نشود * كه مدام از غم ناكامى دنيا سوزد